Skip to content

برگی از تاریخ: وقتی سفارت مصر در تهران اشغال شد

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

توافق اخیر اسرائیل و امارات متحده عربی به واکنش‌ها و تحلیل‌های مختلفی در منطقه منجر شد، اما واکنش یک دولت از پیش معلوم بود: جمهوری اسلامی ایران از آغاز، خود را با دشمنی با اسرائیل تعریف کرده و همیشه معترض به صلح اسرائیل و کشورهای عربی بوده است. این بار نیز صدای تهران علیه «توافق ابراهیم» بلند شد و سازمان‌های مورد حمایت آن همچون حماس فلسطین و حزب‌الله لبنان در صف اول مخالفت با توافق تاریخی ابوظبی-‌تل‌آویو قرار گرفتند. این توافق البته مخالفینی وسیع‌تر دارد و مهم‌تر از همه رهبری سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) که طبیعتا به توافقی که مضر منافع مردم فلسطین می‌داند معترض است. اما مخالفت ساف با مخالفت تهران و متحدینش تفاوت ماهوی دارد. نفس به رسمیت شناختن اسرائیل نمی‌تواند مورد اعتراض رهبری فلسطینی‌ها باشد چرا که خود آن‌ها به همراه مصر، اردن و حالا امارات از معدود اعضای اتحادیه عرب هستند که با اسرائیل روابط دیپلماتیک دارند.

تاریخ جمهوری اسلامی از ابتدای آن به مخالفت با صلح بین عرب‌ها و اسرائیل پیوند خورده است. در سپتامبر ۱۹۷۸ که توافق کمپ دیوید به وساطت جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، بین مصر و اسرائیل امضا شد، آیت‌الله خمینی از پاریس در گفتگو با خبرگزاری آسوشیتدپرس مخالفت خود را اعلام کرد. در آن روزها این تصور که کمتر از چند ماه دیگر شاه از ایران فراری می‌شود و خمینی به جای او بر تخت قدرت در تهران تکیه می‌زند آسان نبود. پاییز آن سال توجه‌ها جلب کمپ دیوید، اقامتگاه تفریحی رئیس‌جمهور آمریکا در ایالت مریلند، بود. اما همان زمانی که کارتر به همراه انور سادات، رئیس‌جمهو مصر و مناخم بگین، نخست‌وزیر اسرائیل گرم مذاکره بودند، در ایران واقعه خونین ۱۷ شهریور روی داد. دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا در مرکز مطبوعاتی کمپ دیوید تظاهرات می‌کردند و اما توجه چندانی به آن‌ها نبود. کارتر و سادات هر دو از همان کمپ دیوید با شاه تماس گرفتند تا حمایت خود را اعلام کنند اما این در میان کوه اخبار خاورمیانه گم شد. کسی خبر نداشت که جنبش انقلابی که از میدان ژاله تهران تا مرکز مطبوعاتی کمپ دیوید به میدان آمده به زودی نقش خود را بر تاریخ می‌زند.

برگی از تاریخ: وقتی سفارت مصر در تهران اشغال شد

مکرون در بیروت: نبرد نو در برابر کهنه

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

این‌که سالگرد بنیان‌گذاری کشوری را رئیس‌جمهوری خارجی جشن بگیرد کمی غریب است. اما لبنان کشور نکات غریب این‌چنینی است؛ کشوری که خارجی‌ها سال‌ها است سهم مهمی در اداره آن داشته‌اند.

صدسال پیش، در یک سپتامبر ۱۹۲۰، بود که ژنرال آنری گوروی فرانسوی در بندر بیروت کنار زعمای اقوام مختلف ایستاد و تشکیل «دولت لبنان بزرگ» را اعلام کرد. در پی فروپاشی امپراتوری عثمانی، قدرت‌های بزرگ گردآمده در «جامعه ملل» اداره خاورمیانه را به فرانسه و بریتانیا سپرده بودند. فرانسه در نقاط تحت کنترل خود دست به تشکیل دولتک‌های قومی-مذهبی زد. ژنرال گورو چند ماه پیش از اعلام تشکیل دولت لبنان، در نبرد چهارساعته میسلون در نزدیکی‌های دمشق، پادشاهی عربِ سوریه به رهبری ملک فیصل را سرنگون کرده بود تا آرزوی استقلال به دل مردم بلد شام بماند. این‌گونه بود که استعمار دیرین اروپایی حالا تحت لوای «قیم‌نشین»های تحت نظارت «جامعه ملل» ادامه می‌یافت.

مکرون در بیروت: نبرد نو در برابر کهنه

رویارویی ترکیه و یونان، منابع گاز و بشکه باروت

انتشار در ایران وایر

شرق دریای مدیترانه از رویایی‌ترین مناطق دنیاست؛ سواحل شنی بی‌نظیر، برخی از بهترین باغ‌های زیتون دنیا و البته معماری چشم‌نوازی که هر ساله صدها هزار مسافر را عازم سواحل کشورهایی مانند ترکیه، یونان، تونس، قبرس، مصر و اسرائیل می‌کند.

اما این تمام داستان مدیترانه‌ زیبا نیست. از لیبی و سوریه تا لبنان و غزه، همه شرایط نابسامانی دارند. حالا امکان درگیری جدیدی هم پیش آمده است که می‌تواند سطح نابسامانی در منطقه را بالاتر ببرد. تنش‌ها بین یونان و ترکیه، دو عضو ائتلاف ناتو، در بالاترین سطح ۳۰ سال گذشته قرار گرفته است و رزمایش پشت رزمایش در آب‌های مدیترانه برگزار می‌شود.

رویارویی ترکیه و یونان، منابع گاز و بشکه باروت

آیا اردوغان به دنبال امپراتوری عثمانی جدید است؟

تاریخدانان علاقه خاصی به لحظات نمادین دارند. در تلاش برای روایت روند تاریخ، این لحظات مثل چوب الف‌هایی هستند که نقاط عطف کتابِ تاریخ را نشان می‌کنند. حرکت اخیر رجب طیب اردوغان برای دوباره مسجد کردن ایاصوفیه از این نوع بود. حرکتی نمادین که نشان از اوج قدرت رئیس ‌جمهور ترکیه دارد.

اردوغان امروز در حالی با اعتماد به نفس مشهورترین بنای استانبول را فتح می‌کند که در سال‌های اول قدرت، حامیانش نگران بودند با کودتای ارتش سرنگون شود. او امروز در حالی به زور بر سر گردشگران بین‌المللی که می‌خواهند از ایاصوفیه بازدید کنند حجاب بر سر می‌کند که روزگاری متحد نزدیکش،‌ عبدالله گل، برای رئیس‌ جمهور شدن با مشکلِ محجبه بودن همسر خود مواجه بود.

آیا اردوغان به دنبال امپراتوری عثمانی جدید است؟

داستان جهان‌‌محور الکس‌ ساب؛ تاجر کلمبیایی، واسطه تهران و کاراکاس، زندانی در دماغه سبز

انتشار در ایران‌وایر

«الکس ساب» یک  تاجر کلمبیایی است که در روز دوازدهم ماه ژوئن امسال (۲۰۲۰) در جزایر دماغه سبز به دلیل اتهام پولشویی که آمریکا علیه او مطرح کرده، بازداشت شده است. حالا اما وکلای او گفته‌اند دلیل اصلی دستگیری او چیز دیگری است و آقا فرستاده ویژه «مادورو»، رییس‌جمهور ونزوئلا برای واسطه‌گری بین تهران و کاراکاس بوده است. گزارش زیر یک داستان جهان‌‌محور است درباره الکس ساب، تهران، ونزوئلا، دماغه سبز و آمریکا؛ داستانی عجیب اما واقعی.

***

در میان همه‌گیری ویروس کرونا سفر برای همه سخت شده است، اما آن‌ها که هواپیمای جت خصوصی دارند، طبعا با بقیه متفاوتند.

الکس ساب، تاجر ۴۸ ساله کلمبیایی، یکی از این خوش‌بخت‌ها است. اما بخت خوشش دو ماه پیش به سد مهمی برخورد. ساعت ۸ شب روز دوازدهم ژوئن، هواپیمای خصوصی آقای ساب در جزایر دماغه سبز (کابو ورده) در میان اقیانوس اطلس برای سوخت‌گیری توقف کرده بود که  دستگیر شد. این میلیاردر کلمبیایی هنوز در زندان است و نتوانسته دولت دماغه سبز را راضی به آزادی‌اش کند.

وکلای آقای ساب اخیرا اسناد مفصلی در مورد او به «خبرگزاری رویترز» ارائه دادند که نشان می‌دهند به احتمال زیاد دلیل اصلی دستگیری او چیزی غیر از دلیل اعلام‌شده بوده است. این وکلا گفتند آقای ساب در حال سفر از ایران به ونزوئلا بوده است. به گفته آن‌ها، او به عنوان فرستاده ویژه «نیکولاس مادورو»، رئیس‌جمهور ونزوئلا، به ایران رفته بود تا مسئولان ایرانی را راضی کند به ونزوئلایی‌ها بنزین و کمک بشردوستانه بفرستند.

آقای ساب به دلیل حکم پلیس بین‌المللی (اینترپل)‌ و به تقاضای آمریکا دستگیر شده است. اتهامات رسمی، که علیه او وارد شده‌اند، در زمینه پولشویی هستند و نه رابطه با ایران. مقامات قضایی آمریکا می‌گویند او به ونزوئلایی‌ها رشوه داده تا اجازه دهند ۳۵۰ میلیون دلار از پول‌هایی را که به صورت غیرقانونی به دست آورده است، از طریق نظام بانکی ونزوئلا وارد حساب‌های خود در سایر نقاط دنیا کند. در این‌که ساب معادلات مظنونی دارد شکی نیست. نام او در اوراق پاناما که در سال ۲۰۱۸ لو رفتند هم آمده بود. اسناد پاناما، مجموعه‌ای از سندهای لو رفته یک شرکت حقوقی در پاناما است که در زمینه حقوق تجاری مشاوره می‌داده است. اسناد لو رفته این شرکت حقوقی درباره پولشویی، دور زدن تحریم‌های بین‌المللی و فرار مالیاتی است و از آن به عنوان بزرگ‌ترین سند فساد مالی سیاستمداران جهان و بزرگ‌ترین نشت اطلاعات تاریخی یاد می‌شود. نام ساب در زمینه پولشویی در این اسناد ذکر شده است، اما از آن‌جا که تهران و کاراکاس بیش از هر دو دولت دیگری در جهان مورد تحریم و نزاع واشنگتن قرار گرفته‌اند، سخت نیست حدس بزنیم که علت دستگیری او نه فقط پولشویی که ارتباطش با این دو کشور بوده است. وکلای ساب نیز دقیقا همین را می‌گویند و خواهان آزادی او به دلیل مصونیت دیپلماتیک هستند. دولت ونزوئلا هم رابطه خود با ساب را تایید کرده و خواهان آزادی او شده است.

دلالِ محور استیصال 

در سال ۲۰۰۲ «جورج دبلیو بوش» در اولین سخنرانی سالیانه خود در کنگره آمریکا از ایران به همراه عراقِ «صدام حسین» و کره شمالی به عنوان «محور شرارت» نام برد. طرفداران جمهوری اسلامی در پاسخ اصطلاحی به نام «محور مقاومت» را علم کردند. در دو سال اخیر که جمهوری اسلامی زیر فشار حداکثری «ترامپ» با بحران‌های بی‌سابقه مواجه شده است، به نظر می‌آید بیش‌تر دست به دامن «محور استیصال» شده است. تنها استیصال است که رابطه امروز تهران و کاراکاس را توضیح می‌دهد. مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، دو سال پیش در انتخاباتی «پیروز» شد که بیشتر کشورهای منطقه و بسیاری کشورهای جهان به رسمیت نمی‌شناسند. حکومت او در بحران عظیم قرار دارد و ونزوئلا برخی از بدترین روزهای تاریخ دویست‌ساله خود را می‌گذراند. دولتی که روزگاری از ثروتمندترین‌های آمریکای لاتین بود، اکنون قادر به تامین نیازهای ساده مردمش هم نیست.

رابطه ایران و ونزوئلا البته سابقه‌ای طولانی دارد. در زمان «محمدرضا شاه پهلوی»، آن‌چه تهران و کاراکاس را به هم نزدیک می‌کرد نه استیصال که دارایی نفت بود. همکاری این دو کشور در بنیانگذاری «سازمان کشورهای صادرکننده نفت» (اوپک) نقشی اساسی داشت. «منوچهر فرمانفرمائیان» در کتاب خاطرات خود با نام «خون و نفت»، از جزئیات این رابطه و نقش آن در بنیانگذاری «اوپک» می‌گوید. فرمانفرمائیان از این ماجرا خوب باخبر بود، به خصوص که در پی آن همکاری تاریخی، خودش اولین سفیر تاریخ ایران در ونزوئلا شد. بعد از انقلاب که او هم مثل سایر مقامات رژیم سابق متواری شد، دوباره به ونزوئلا رفت و در آن‌جا کارخانه تولید چیپس زد. او در سال ۲۰۰۳ همان‌جا درگذشت.

اما اساس رابطه امروز دو کشور بیش از هر چیز به فصل جدیدی برمی‌گردد که «هوگو چاوز» در تاریخ ونزوئلا گشود. او در سال ۱۹۹۹ به ریاست‌جمهوری کشورش رسید و پس از مدتی به پرچمدار اصلی چپ‌گرایی ضدامپریالیستی در آمریکای لاتین بدل شد. رابطه چاوز و جمهوری اسلامی از زمان ریاست‌جمهوری «خاتمی» هم نزدیک بود، اما در سال ۲۰۰۵ که «احمدی‌نژاد» سر کار آمد وارد فاز جدیدی شد. چاوز رئیس‌جمهور جنجالی ایرانی را «برادر» خطاب می‌کرد. در هشت سال زمامداری احمدی‌نژاد، این رئیس دولت که از بسیاری نقاط جهان رانده شده بود، رابطه‌ای عمیق با ونزوئلا و سایر دولت‌های چپ‌گرای منطقه مثل نیکاراگوئه تحت رهبری «دانیل اورتگا» ایجاد کرد. در سال‌هایی که قیمت نفت به طور نجومی بالا بود، هم چاوز و هم احمدی‌نژاد بنیانی برای این رابطه داشتند. رابطه اقتصادی دو کشور به شدت افزایش یافت. ایران در ونزوئلا کارهای ساختمانی می‌کرد و پرواز تهران-کاراکاس با وجود مشتری‌های اندک برقرار شد.

دولت «حسن روحانی» اما در ابتدای کار خود کاملا به سوی کشورهای غربی گرایش داشت و رابطه با کشورهای آمریکای لاتین را کاهش داد. البته فروکش کردن موج چپ‌گرایی در این منطقه و سر کار آمدن دولت‌هایی که به غرب نزدیک‌تر بودند نیز در این موضوع نقش داشت. یکی از دیپلمات‌های ونزوئلایی که بدون افشای نامش با «ایران‌وایر» صحبت کرد، می‌گوید: «بسیار واضح بود که ناگهان آن رابطه سابق قدیمی متحول شده. اصلا توجهی به مادورو نمی‌کردند و در کاراکاس خیلی‌ها این‌ را حتی نوعی خیانت می‌دیدند.»

این دیپلمات جوان که از نزدیکان به حزب کمونیست ونزوئلا است، افزود:‌ «البته در زمان احمدی‌نژاد خیلی از ما نقدهای بسیاری به رابطه ایران و ونزوئلا داشتیم. چون مثلا شرکت‌های ساخت‌وساز ایرانی می‌آمدند در کشور ما و معلوم بود که فساد و روابط نامشروع مالی در میان است که با ماهیت سوسیالیستی پروژه چاوز همخوانی نداشت. ما در واقع بهت‌زده بودیم که دیدیم نهادهای به اصطلاح انقلابی در ایران اغلب ارزش‌های انقلابی و عدالت‌طلبانه نداشتند.»

رابطه با ونزوئلا زمانی شخصا توسط احمدی‌نژاد پیش برده شد. در زمان روحانی اما تمرکز اصلی طبیعتا بر مذاکرات هسته‌ای منتهی به برجام و رابطه اقتصادی با کشورهای اروپایی همچون فرانسه و آلمان بود. روابط با آمریکای لاتین حالا در سطح معاون وزیر خارجه پیش برده می‌شدند و این «مجید تخت روانچی» بود که به عنوان معاون اروپا و آمریکا رابطه با کاراکاس را پیش می‌برد.

حالا به بن‌بست خوردن رابطه با کشورهای غربی و بحران عظیم اقتصادی و دیپلماتیک است که باعث شده ایران دوباره به ونزوئلا روی بیاورد. البته دلیل نزدیکی ایران به جمهوری خلق چین نیز از همین جنس است. عجیب این که اکنون این نزدیکی را دیپلمات‌های زمان روحانی و «ظریف» پیش می‌برند که قبلا به سیاست «نگاه به شرق» احمدی‌نژاد نقدهای بسیاری داشتند.

وکلای ساب در مقابل آمریکا

وکالت الکس ساب را یک شرکت حقوقی در مادرید به عهده گرفته است و حالا با در میان گذاشتن جزئیات رابطه موکل خود با مادورو و ایران ظاهرا می‌خواهد کارزاری رسانه‌ای به راه بیاندازد.

رئیس تیم حقوقی آقای ساب، «بالتازار گارسون»، قاضی نامدار اسپانیایی است که در سال ۲۰۱۲ به علت فعالیت‌های غیرقانونی یازده سال از سمت خود محروم شده بود. آقای گارسون به اقدامات پر سر و صدا و گلاویز شدن با آمریکا معروف است. آخرین موکل مشهور او «جولیان آسانژ»، بنیانگذار «ویکی‌لیکس»، است. او اولین بار در سال ۱۹۹۸ زمانی به شهرت رسید که در مقام قضاوت، قرار بین‌المللی دستگیری برای «آگوستو پینوشه»، دیکتاتور شیلی، صادر کرد که البته دولت بریتانیا حاضر به تحویل او نشد. او در یکی از پرونده‌هایش که مربوط به فعالیت‌های ضدکمونیستی واشنگتن در آمریکای لاتین در دهه ۱۹۷۰ بود، خواسته بود «هنری کیسینجر»، وزیر خارجه سابق آمریکا، برای شهادت دادن احضار شود. آقای گارسون در سال ۲۰۰۹ حتی احتمال ایراد اتهام علیه مقامات عالی دولت جورج دبلیو بوش را هم به خاطر دست داشتن‌شان در شکنجه مطرح کرده بود.

تیم دفاعی آقای ساب به رهبری گارسون حالا در بیانیه‌ای از این موکل با مقام رسمی «فرستاده ویژه» یاد کرده و گفته او «چهره‌ای کلیدی در طرح و برنامه آمریکا برای سرنگونی نیکولاس مادورو و تداوم فشردن گلوی مردم ونزوئلا است.»

ساب در ایران چه می‌کرد؟

الکس ساب متولد ۱۹۷۱ در بارانکیا واقع در شمال کلمبیا است و قریب یک دهه است که رابطه اقتصادی نزدیکی با ونزوئلا دارد. در سال ۲۰۱۱ قراردادی ۶۸۵ میلیون دلاری برای ساخت مسکن بین ونزوئلا و کلمبیا امضا شد که  ساب در آن نقش مهمی داشت. رسانه‌های آمریکای لاتین در آن روزها بابت این قرارداد هشدار دادند و گفتند ساب قصد پولشویی دارد، احتمالی که توسط مقامات قضایی دولت اکوادور در زمان ریاست‌جمهوری «رافائل کوره‌آی» چپ‌گرا نیز مطرح شد. در آن زمان، مادورو، وزیر خارجه ونزوئلا بود و از همان زمان با ساب آشنایی دارد. در دو سال گذشته اما این رابطه به سطوح جدیدی رسیده و به گفته وکلای ساب، او به عنوان نماینده ویژه مادورو برای ارتباط با دولت‌های خارجی و «یافتن راه‌حل برای موقعیت پیچیده ونزوئلا» منصوب شده است.

در گزارش رویترز می‌خوانیم که ساب اولین بار در ماه آوریل به ایران رفته بود. به نظر می‌رسد او در ماموریت اصلی خود موفق بوده و توانسته است ایرانی‌ها را قانع کند که با تانکرهای نفتی خود برای ونزوئلا بنزین بفرستند و در ضمن با هواپیما، مواد لازم برای پالایش نفت را به این کشور برسانند. خواسته دیگر ونزوئلا از ایران اعطای غذا و دارو و تجهیزات پزشکی مورد نیاز برای مقابله با ویروس کرونا بوده است.

ادعای آمریکایی‌ها این است که کاراکاس با طلا هزینه موادی را که از ایران خریده، پرداخت کرده است. آمریکا تحریم‌های سختی بر هر گونه بازرگانی نفت و طلا با ونزوئلا وارد کرده است و اگر موفق شود ساب را تحویل بگیرد احتمالا اتهاماتی از این دست هم به او خواهد زد.

در ماه مه شاهد ارسال پنج تانکر نفت از سوی ایران به ونزوئلا بودیم. در روزهای اخیر آمریکا جلوی چهار تانکر مشابه را گرفته است. آمار بین‌المللی در ضمن نشان می‌دهد شانزده هواپیمای ماهان در اواخر آوریل و اوایل ماه مه از ایران به ونزوئلا رفته‌اند. رویترز به نقل از یک مقام ارشد شرکت نفت ونزوئلا گفته این هواپیماها حامل مواد شیمیایی لازم برای تصفیه نفت بودند. یک مقام ارشد ایرانی هم به همین خبرگزاری گفته هواپیماهای ماهان با شمش‌های طلا به ارزش ۲۰۰ میلیون دلار به ایران بازگشتند. مقام‌هایی ونزوئلایی قبلا گفته بودند در ماه آوریل ۸ تن طلا از ذخایر بانک مرکزی ونزوئلا خارج شده است. این‌که دولت مادورو در میان بحران ارزی کشورش از شمش طلا برای خریدهای بین‌المللی استفاده می‌کند، موضوعی است که مدت‌هاست در رسانه‌ها مورد توجه قرار گرفته است.

تلاش برای آزادی

وکلای ساب شاید برای آزادی‌اش از زبان ضدامپریالیستی استفاده کنند. خود او اما به شیوه معمول‌تر هم‌صنفی‌هایش دست زده است. به گزارش رویترز، او در نامه‌ای به «یولیسز کوریرا ای سیلوا»، نخست‌وزیر دماغه سبز، نوشته است: «کمکی که من می‌توانم به دماغه سبز بکنم آمریکا ۱۰۰ سال قادر به انجامش نیست.» به نظر می‌رسد او می‌خواهد با استفاده از ثروت و ارتباطاتش خود را نجات دهد. حالا باید دید آیا آمریکایی‌ها قادر به تحویل گرفتن او از دماغه سبز هستند یا خیر و احتمالا از او چه استفاده‌ای خواهند کرد. فعلا اما الکس ساب نمادی است از جهانی‌سازی‌؛‌ تاجری کلمبیایی که واسطه ایران و ونزوئلا است و به علت اتهام رسمی آمریکا در یک جزیره کوچک آفریقایی گیر افتاده است.

داستان جهان‌‌محور الکس‌ ساب؛ تاجر کلمبیایی، واسطه تهران و کاراکاس، زندانی در دماغه سبز

پدرام روشن، فیزیک‌دان بهایی: از ممنوعیت تحصیل در ایران تا روی جلد مجله ساینس

انتشار در ایران‌وایر

«پدرام روشن»، دانشمند جوان فیزیک کوانتوم و محقق «شرکت گوگل» که نتیجه تحقیقات تیمش به صفحه یک مجله معتبر «ساینس» راه یافته، نزدیک به ۲۰ سال است که در ایران زندگی نمی‌کند.
خودش می‌گوید خاطراتش از ایران هر روز بیشتر محو می‌شوند اما هنوز وقتی به فیزیک فکر می‌کند، بهترین تعریفی که از این علم به خاطر می‌آورد، از ایران آمده است.
او در این سال‌ها نزد برخی از اساتید بهترین دانشگاه‌های امریکا و جهان درس خوانده و از «دانشگاه پرینستون» دکترا گرفته است. اما هنوز بهترین تعریفی که از فیزیک به خاطر دارد، از آقای «دهقان» است؛ دبیر فیزیک «دبیرستان ۲۹ آبان» در ساری، مرکز استان مازندران.
پدرام روشن، فیزیک‌دان بهایی: از ممنوعیت تحصیل در ایران تا روی جلد مجله ساینس

ترامپ در روز اول کنگره جمهوری‌خواهان: «دموکرات‌ها می‌خواهند انتخابات را بدزدند»

انتشار در ایندیپندنت فارسی

شهر شارلوت در ایالت کارولینای شمالی امروز صبح دوشنبه مهمانی غیرمنتظره داشت که تا همین چند روز قبل حضورش پیش‌بینی نشده بود:‌ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا.

بر‌خلاف حزب دموکرات که به‌خاطر همه‌گیری ویروس کرونا عملا کنگره خود را کاملا اینترنتی برگزار کرد، جمهوری‌خواهان نسخه کوچک‌شده‌ای از کنگره‌شان را در شارلوت برگزار کردند؛‌ خبرنگار ایندیپندنت فارسی در محل حضور داشت. گرچه ورود خبرنگاران به کنگره ممنوع شده بود و زمان آمدن ترامپ حتی خیابان‌های اطراف مرکز کنفرانس‌های شارلوت را هم بسته بودند. کنگره جمهوری‌خواهان البته اول قرار بود در استادیوم بزرگ تیم فوتبال آمریکایی «پنترز» برگزار شود، اما نسخه کوچک‌ شده در این مرکز برگزار می‌شد و به غیر از ۳۳۶ نماینده حزب جمهوری‌خواه که از سراسر کشور به شارلوت آمده‌اند افراد معدودی اجازه ورود داشتند.

ترامپ در روز اول کنگره جمهوری‌خواهان: «دموکرات‌ها می‌خواهند انتخابات را بدزدند»

گزارش اختصاصی ایندیپندنت فارسی از شارلوت در آستانه کنگره جمهوری‌خواهان

انتشار در ایندیپندنت فارسی

در سالی که تمام گردهمایی‌ها یا لغو می‌شوند یا شکل معمول خود را ندارند، کنگره‌های سیاسی آمریکا هم از این قاعده مستثنی نیستند. در این سالِ کرونازده خبری از گرد هم آمدن ده‌ها هزار نفر در یک شهر و جشن‌ و جدل‌های بزرگ سیاسی نیست. خبری از صحنه‌های تاریخی مثل شیکاگوی ۱۹۶۸، کانزاس سیتی ۱۹۷۶ یا دِنورِ ۲۰۰۸ نیست.

کنگره دموکرات‌ها امسال قرار بود در شهر میلواکیِ ایالت ویسکانسین باشد، اما هفته گذشته عملا به طور کامل اینترنتی برگزار شد. حال نوبت حزب جمهوری‌خواه است تا رسما دونالد ترامپ، رئیس ‌جمهور، را به عنوان نامزد حزب به رینگ انتخابات ماه نوامبر بفرستد.

گزارش اختصاصی ایندیپندنت فارسی از شارلوت در آستانه کنگره جمهوری‌خواهان

نخست‌وزیر عراق به کاخ سفید رسید

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

برای اولین بار پس از سه سال، نخست‌وزیر عراق به واشینگتن آمده است.

مصطفی الکاظمی از دیروز در واشینگتن است و امروز با دونالد ترامپ دیدار کرد.

از سه سال قبل که حیدر العبادی، نخست‌وزیرِ وقت، به آمریکا آمد، این اولین بار است که رئیس دولت بغداد چنین سفری انجام می‌دهد.

نخست‌وزیر عراق به کاخ سفید رسید

لبنان؛‌ نبرد علیه فرقه‌گرایی

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

حسن نصرالله، میشل عون و نبیه بری این آخرهفته در میدان شهدای بیروت به دست معترضین لبنانی به دارآویخته شدند. البته، نه به طور واقعی. عروسک مقوایی این سه رهبر بود که لبنانی‌ها در این میدان اصلی شهر پایتخت خود به طور نمادین بالای چوبه‌های دار نمایشی بردند. این حرکت خبر از اوج خشم مردمی را می‌دهد که مدت‌ها است درد خود را می‌دانند، اما هر چه می‌کنند به درمان نمی‌رسند.

این‌که انفجار اخیر بیروت دقیقا تقصیر کدام نیرو است، هنوز مشخص نیست. در مقاله قبلی خودم درباره جوانب مختلف قضیه نوشتم. اما مسئول مستقیم هر که باشد، مسئول کلی مشخص است: کل طبقه سیاسی حاکم و نظام فرقه‌ای-مذهبی لبنان. این روزها در لبنان با هر کس که صحبت می‌کنی، چیزی شبیه این را می‌گوید: «مجرم تمام کسانی هستند که این همه سال سر کار بودند و راه این حادثه را هموار کردند.» به قول شعار تظاهرات‌ مردمی که در اکتبر سال گذشته آغاز شدند: «کلن یعنی کلن» — «وقتی می‌گوییم «تمام آن‌ها» منظورمان «تمام آن‌ها» است.»

لبنان؛‌ نبرد علیه فرقه‌گرایی