Skip to content

نخست‌وزیر جدید روسیه کیست؟

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

پنجشنبه صبح اگر به سراسر سرزمین پهناور روسیه سفر می‌کردی و از مردم می‌پرسیدی نام «میخائیل میشیوستین» را شنیده‌اند یا نه، احتمالا بیشتر شهروندان بزرگ‌ترین کشور دنیا، حتی آن‌ها که خوره کرملین‌شناسی هستند، پاسخ منفی می‌دادند. آقای میشوستین اما حالا به نامی تبدیل شده است که رسانه‌های سراسر جهان راجع به او می‌نویسند؛ چرا که ولادیمیر پوتین،‌ رئیس‌ جمهوری روسیه، پس از اخراج غیرمنتظره تمام کابینه خود، او را به سمت نخست‌وزیر جدید منصوب کرد. حالا این بوروکرات ۵۳ ساله و سابقا ناشناس، پس از هشت سال، جای دمیتری مدودف را می‌گیرد که در شطرنج سیاسی روسیه که سایه سنگین پوتین بر جای جای آن افتاده‌است، مهره‌ای شناخته شده است. پارلمان روسیه که اکثریت آن با حزب «روسیه متحد» آقای پوتین است، با ۳۸۳ رای مثبت و ۴۱ رای ممتنع (و صفر رای منفی)‌ این انتصاب را تایید کرد.

آقای میشوستین را اما دو دسته از قبل می‌شناختند. یکی آن‌ها که علاقه خاصی به موضوع اداره نظام مالیاتی کشور دارند، و دیگری، طرفداران هاکی.

نخست‌وزیر جدید روسیه کیست؟

اسکورسیزی در مقابل تارانتینو و «جوکر»؛ جاهای خالی و منتقدین عصبانی

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

اعلام نامزدهای جایزه اسکار همیشه باعث واکنش‌های مختلف از جمله خشم و ناراحتی می‌شود. دنیای هنر است و سلیقه همیشه نقش مهمی دارد. در سال‌های اخیر با توجه بیشتر به تبعیض جنسیتی و نژادی، از این منظر هم به نامزدی‌ها و جوایز توجه می‌شود. خیلی‌ها می‌پرسند، چرا اعضای آکادمی که اسکار را اعطا می‌کنند اینقدر به هنرمندان زن و غیرسفیدپوست کم‌لطف هستند؟

اسکار امسال هم خیلی منتقدین را عصبانی کرده است. از جمله پیتر برَدشا، منتقد انگلیسی روزنامه «گاردین»، که سلیقه خاص خودش را دارد. با خیلی فیلم‌ها مهربان است اما امان از روزی که با فیلمی در می‌افتد. از جمله با فیلم «جوکر» به کارگردانی تد فیلیپس و با بازی فراموش‌ناشدنی خوآکین فینیکس، که این منتقد نام‌آشنا دل خوشی از آن ندارد. این فیلم با یازده نامزدی (از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردان و بهترین بازیگر مرد برای فینیکس) در صدر قرار گرفته و همین داد بردشا را درآورده است.

اسکورسیزی در مقابل تارانتینو و «جوکر»؛ جاهای خالی و منتقدین عصبانی

امیر قطر؛ نیم‌روز در تهران

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

سفری که از ماه‌ها پیش برنامه‌اش را ریخته بودند در فضای پرتلاطم این روزها معنای دیگری یافت: اولین سفر رسمی تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، به ایران. شیخ تمیم ۳۹ ساله شش سال است که سر کار آمده و در مدت زمام‌داری‌اش شاهد پیش آمدن قائله کشورش با تنها همسایه زمینی خود، عربستان سعودی بوده و در نتیجه نزدیکی بیشتر به جمهوری اسلامی ایران. حالا او که پیش از این تنها در زمان ولیعهدی برای سفرهای شکاری و تفریحی به ایران آمده بود روز یکشنبه سفری نیم‌روزه به تهران انجام داد تا اولین رهبر جهان باشد که در پی ترور قاسم سلیمانی به ایران سفر می‌کند.

شیخ تمیم پیش از ایران توقف کوتاهی در مسقط داشت تا با هیثم بن طارق، سلطان جدید عمان، دیدار کند و درگذشت سلطان قابوس را تسلیت بگوید. جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، هم در همین روز شلوغ مسقط به این شهر رفت و در مراسم یادبود سلطان قابوس شرکت کرد و با سلطان جدید دیدار کرد. رسانه‌های ایران نقل کردند که حاکم جدید وعده داده سیاست خارجه مسقط عوض نشود و همچنان بر بنیان روابط دوستانه با تمام کشورها از جمله ایران باشد. در میان شش کشور عرب حاشیه خلیج فارس، مسقط به تهران از همه نزدیک‌تر است.

امیر قطر؛ نیم‌روز در تهران

نگاهی به ۷۹ سال زندگی سلطان قابوس در سلطنت عمان

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

خاورمیانه پر از تشتت و جدایی است. در این میان اما شاید یک حکمران بود که بیش از همه توانست پلی بین کشورهای مختلف این منطقه پرآشوب باشد. سلطان قابوس بن سعید، حکمرانی از خاندان دیرین آل سعید عمان، دیروز درگذشت. آن هم درست در زمانی که جای خالی‌ سلطان دیپلمات در میان تلاطم‌های رابطه ایران و آمریکا احساس خواهد شد. جای سلطان را هیثم بن طارق آل سعید گرفته، یکی از قوم و خویش‌هایش که مدت‌ها وزیر فرهنگ بود. بسیاری امیدوار بودند که یوسف بن علوی، وزیر دِفاکتوی امور خارجه، سلطان بعدی باشد تا به سنت دیپلماسی مسقطی ادامه دهد. با آمدن هیثم، ناظرین منتظرند ببینند بن علوی در جایش ماندگار می‌شود یا نه و این کشور کوچک ۴/۶ میلیونی چگونه به عصر جدید تاریخ خود قدم خواهد گذاشت.

معروف بود که سلطان قابوس از معدود سلاطین واقعا مطلقه جهان است. او در سال‌های گوناگون، ضمن حفظ سمت سلطنت هم نخست‌وزیر بود هم رئیس بانک مرکزی هم وزیر مالیه و دفاع و امور خارجه. (بن علوی هرگز سمت رسمی وزیر خارجه را نداشت)

نگاهی به ۷۹ سال زندگی سلطان قابوس در سلطنت عمان

از سلیمانی تا استیضاح؛ آغاز طوفانی هفته در قوه مقننه آمریکا

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

در بحبوحه مذاکرات هسته‌ای ایران، مردم کشورمان و هر کس که این مذاکرات را دنبال می‌کرد خوب از قدرت‌های کنگره آمریکا و اصل تفکیک قوا در نظام دموکراتیک این کشور با خبر شد. آن زمان کنگره دست جمهوری‌خواهان بود و کاخ سفید دست اوبامای دموکرات و نمایندگان قوه مقننه نشان دادند که یک بعد جدی قدرت در آمریکا هستند.

حالا صحنه تا حدودی برعکس شده. ترامپِ جمهوری‌خواه رئیس‌جمهوری و نیمی از کنگره دست حزب مخالف است. (مجلس نمایندگان دست دموکرات‌هاست اما جمهوری‌خواهان در مجلس سنا اکثریت دارند) حالا که ترامپ با ترور ناگهانی قاسم سلیمانی دست به جسورانه‌ترین تصمیم ممکن در سیاست خارجه زده، کنگره در مقابل او از چه قدرتی برخوردار خواهد بود؟

از سلیمانی تا استیضاح؛ آغاز طوفانی هفته در قوه مقننه آمریکا

آیت‌الله خامنه‌ای در برابر ترامپ: لحظه سخت انتخاب

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

تاریخ‌دانان مدت‌ها است می‌دانند که بر خلاف نظریات کهنه‌شده، تاریخ را تنها «مردان بزرگ» نمی‌سازند. اما لحظاتی هست که واقعا تصمیمات افرادی معدود تکلیف تاریخ را تعیین می‌کند. البته این افراد معدود هم به قول آن گفته معروف کارل مارکس سرنوشت خود را در چارچوب انتخاب‌های محدودی که به آنها داده شده، می‌سازند.

آیت‌الله خامنه‌ای در برابر ترامپ: لحظه سخت انتخاب

جهان در دهه ۲۰۲۰ چگونه خواهد بود؟ پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه یک تاریخدان

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

تاریخ‌دانان معمولا از یک سئوال متنفرند و آن این‌که «آینده را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟»

حالا اما من – که در حال دریافت مدرک دکتری تاریخ خود هستم، تصمیم به یک خبط بزرگ گرفتم و آن این‌که در این موسم پایان سال دست به پیش‌بینی آینده بزنم. آن هم نه فقط آینده یک سال آینده که آینده یک دهه آینده. حالا که دهه ۲۰۱۰ تمام شد، چرا که نه؟‌

البته پیش‌بینی‌های من احتمالا حوصله‌سربرتر از خیلی‌های دیگر خواهد بود چون که اولا ذاتا آدم خوش‌بینی هستم و قصد پیش‌بینی فاجعه ندارم. دوم این‌که چون گوی بلورین و قدرت‌های نوستراداموسی ندارم پیش‌بینی‌هایم واقع‌بینانه و بر اساس چشم‌اندازهایم از رویدادهای کنونی دنیاست؛ یعنی واقع‌گرایی به اضافه خوش‌بینی.

این شما و این جهان در سال آینده:

ایران

در طی ده سال آینده، جمهوری اسلامی ایران بالاخره از میان خواهد رفت.

پس از درگذشت آیت‌الله خامنه‌ای، دعوایی بر سر ادامه رهبری در می‌گیرد.

در نهایت اما در میان شورش‌های وسیع مردمی و احتمال کودتا از سوی سپاه، انتخاباتی نسبتا آزاد برای مجلس موسسان تشکیل می‌شود و جمهوری اسلامی منحل می‌شود. وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی می‌شویم که در آن ایرانی‌های بسیاری به کشورشان باز می‌گردند؛ احزاب سیاسی جدید تشکیل می‌شوند (از جمله چند حزب سپاهی که همه هم اسلام‌گرا نخواهند بود)؛ و مجلس جدید متشکل از انواع و اقسام نظرات مختلف و متضاد خواهد بود.

در طول این دهه شاهد درگیری‌ها و خشونت سیاسی قابل توجهی خواهیم بود. اما در پایان همه متفق‌القول خواهند بود که ایران ۲۰۳۰ از ایران ۲۰۲۰ بهتر است. «ایندیپندنت فارسی» هم در تهران دفتر می‌زند.

خاورمیانه

مرزهای هیچ یک از دولت‌های خاورمیانه تغییر چندانی نمی‌کند اما اقلیم کردستان عراق شاید به خودمختاری بیش از پیش برسد.

طرح‌های ولیعهد عربستان برای ایجاد تحولات در این کشور ادامه پیدا می‌کند و عربستان بیشتر شبیه دوبی می‌شود؛ جایی مملو از بازدیدکنندگان خارجی، با کاهش قوانین اکید اسلامی.

بلندترین برج جهان هم با قامت یک کیلومتر در جده افتتاح می‌شود و این شهر به یکی از جاذبه‌های اصلی منطقه تبدیل می‌شود. اما خبری از دموکراسی در این کشور نخواهد بود.

در مصر، دیکتاتوری نظامی‌ها ساقط می‌شود و دموکراسی شکننده‌ای سرکار می‌آید که در آن حزب نظامی‌ها همچنان یکی از احزاب قدرتمند است اما تمام قدرت را در دست ندارد. مصر می‌شود یک چیزی شبیه اندونزی امروز.

جنگ داخلی در لیبی تمام می‌شود و این کشور هم به مقصدی برای گردشگران اروپایی تبدیل می‌شود.

ترجیح می‌دهم درباره آینده سوریه، اسرائیل و فلسطین پیش‌بینی نکنم.

جدال‌های سیاسی در جهان غرب

برنی سندرز پیروز انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در سال آینده می‌شود و دوره‌ای جدید برای جدال‌های سیاسی در جهان غرب آغاز می‌شود. سندرز با ارائه برنامه قوی سوسیال دموکراتیک، سرمایه‌داری را به چالش می‌کشد – اما سرنگون نمی‌کند. اصل محبوبیت او از این‌جا خواهد آمد که دست به بازسازی زیرساخت‌های آمریکا در سراسر کشور خواهد زد.

المپیک تابستانی لس آنجلس ۲۰۲۸ در حالی آغاز می‌شود که آمریکا به عنوان الگوی کشوری مترقی در همه جای دنیا شناخته شده.

با مطرح شدن الگوی سندرز،‌ چپ جهانی سعی می‌کند آن ‌را در نقاط گوناگون دنیا پیاده کند. حزب کارگر بریتانیا به رهبری ربکا لانگ-بیلی در همین راستا خواهد کوشید. دولت آمریکا سعی می‌کند توانش را در این راستا قرار دهد. احزاب راست افراطی نیز در سراسر قاره اروپا ظهور می‌کنند (اما نه در بریتانیا).

دهه ۲۰۲۰ دهه جدال چپ و راست افراطی خواهد بود. در آمریکا هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه دچار انشعابات می‌شوند و نظام دوحزبی کنونی از میان می‌رود.

بنیان‌های نظام دموکراتیک شاید همچون وضعیت کنونی کشورهای مجارستان و لهستان در جاهایی تضعیف شود، اما هیچ‌جای جهان غرب از میان نمی‌رود.

اتحادیه اروپا سرجایش می‌ماند، ناتو هم همین‌طور.

روسیه

پس از پایان حکومت پوتین،‌ روسیه به حالت دموکراتیک‌تری بازمی‌گردد اما در ضمن بی‌سروصداتر از قبل می‌شود.

بالاخره معلوم می‌شود که این کشور غول‌آسیا ابرقدرتی واقعی نیست و رئیس‌جمهوری بعدی بیشتر به مسائل داخلی کشورش می‌پردازد.

روسیه جدید به همکاری با ناتو می‌پردازد و خواهان عضویت در آن می‌شود.

تغییرات اقلیمی

در پایان این دهه، تغییرات اقلیمی همچنان به عنوان خطری بزرگ و جدی مطرح خواهد شد. قدم‌هایی جدی در راه مقابله با این تغییرات برداشته می‌شود و اوضاع بهتر از امروز می‌شود.

دولت سندرز در آمریکا پیشنهادهای بین‌المللی در این زمینه را پیاده می‌کند و بر خیلی کشورهای دیگر فشار می‌آورد و آن‌ها را وادار به تبعیت می‌کند.

گوشت مصنوعی و غیرحیوانی به یک گزینه ثابت و غالب در خیلی جاهای دنیا بدل می‌شود و حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد مردم کره زمین گوشت حیوانی نخواهند خورد (رقم کنونی حدود ۸ درصد است.)

نروژ فروش تمامی ماشین‌هایی را که با بنزین کار می‌کنند ممنوع می‌کند و خیلی کشورهای دیگر هم به این فهرست اضافه می‌شوند.

چین

چین به ابرقدرتی واضح‌تر از همیشه بدل می شود و پس از سرکوب اعتراضات مردمی همچنان در کنترل دولت تک‌حزبی می‌ماند. این کشور دیگر پرجمعیت‌ترین کشور جهان نخواهد بود‌ (این لقب به زودی به هند می‌رسد) اما در ضمن از ناهمگونی‌های بسیار درون خود رنج خواهد برد.

شانگهای از ثروتمندترین شهرهای جهان خواهد بود و سرانه تولید ناخالص داخلی در شرق چین، به اندازه‌های اروپایی می‌رسد اما در سایر مناطق همچنان بسیار پایین خواهد بود.

چین اما به هیچ کشور دیگری حمله نظامی نمی‌کند و در چارچوب نظم جهانی و سازمان ملل می‌ماند.

این کشور همچنان یکی از پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل است و هیچ تغییری در ساختار این شورا ایجاد نمی‌شود؛ گرچه برخی کشورها همچنان حرف چنین تغییراتی را خواهند زد.

قاره آفریقا

یک واحد پول مشترک در خیلی کشورهای قاره آفریقا معرفی می‌شود.

کشورهای این قاره همچنان به نسبت از سطح توسعه پایینی برخوردار خواهند بود اما بعضی کشورهای نسبتا بزرگ مثل کنیا و نیجریه بیشتر شبیه هند امروز می‌شوند؛ یعنی با سطح زندگی بالاتر.

در آفریقای جنوبی، شاهد تغییر نظام حزبی و انشعاب کنگره ملی آفریقا به جناح‌های چپ و راست خواهیم بود.

فن‌آوری

شرکت‌های بزرگ فن‌آوری همچنان به کارشان ادامه می‌دهند اما با مقرراتی که دولت سندرز وضع کرده، بیشتر تحت کنترل سیاست‌گذاری‌های دولتی خواهند بود. بعضی از این شرکت‌ها از آمریکا فرار می‌کنند و مقر جدید خود را به چین انتقال می‌دهند.

در بسیاری شهرهای دنیا امکان رفت و آمد با ماشین‌های بدون راننده و وسایل پرنده موجود خواهد بود. قطارهای سریع‌السیر در سراسر جاده ابریشم قدیم و همچنین شهرهای آمریکا، به حمل و نقل سرعت بیشتری می‌دهند.

کابوس‌های ترسناک خاصی – نه در چین و نه در غرب، صورت نخواهد گرفت اما شهروندان بیش از پیش به فن‌آوری‌های جدید در زندگی‌هایشان اجازه دخالت خواهند داد. به جای تلفن‌های همراه، دستگاه‌هایی کوچک خواهیم داشت که همه کار را انجام می‌دهند و صفحه‌ای مصنوعی مقابل چشم‌مان ایجاد می‌کنند.

ارسال بسته با پهپاد انجام خواهد شد.

ماشین‌های دیزلی و بنزینی در خیلی نقاط جهان از صحنه خارج می‌شوند.

سوئد اولین کشوری خواهد شد که پول نقد در آن از میان می‌رود (چنان‌که یکی از مقامات بانک مرکزی این کشور پیش‌بینی این امر تا سال ۲۰۲۳ را کرده).

ادب و هنر

هالیوود دست از اعتیاد خود به فیلم‌های مارول و کمیک استریپ برخواهد داشت. شاهد تولید آثار هنری بهتری از دهه قبل خواهیم بود، به‌خصوص که جدال‌های اجتماعی جهان بن‌مایه بهتری فراهم خواهند کرد.

در واکنش به اعتیاد به رسانه‌های اجتماعی و تلفن‌ها، تعداد بیشتری از مردم به کتابخوانی و استفاده از آثار هنری رو می‌آورند.

فن‌آوری احتمال استفاده از تصویر بازیگران درگذشته مثل جیمز دین در فیلم‌های جدید را فراهم خواهند کرد اما این پدیده اقبال چندانی پیدا نخواهد کرد.

در عوض فیلم‌ها بیش از همیشه جهانی می‌شوند و هالیوود پر از ستاره‌هایی می‌شود که از بقیه دنیا می‌آیند. حتی بیش از امروز.

همچنین بعضی‌ها اقتباس‌های جدیدی از رمان‌های جین اوستین انجام می‌دهند و فیلم‌هایی درباره روستاهای انگلستان در اواخر قرن نوزهم می‌سازند – تا جایی که داد و فغان مردم بیش‌تر به آسمان برود.

آیت‌الله جنتی

آیت‌الله جنتی صد و دومین سالگرد تولد خود را در پایان این دهه در تهران جشن می‌گیرد. گفته می‌شود که ایشان به علت کهولت سن متوجه سقوط جمهوری اسلامی و مرگ آیت‌الله خامنه‌ای نشده و همچنان خواهان برخورد سخت با فتنه‌گران عالم است.

جهان در دهه ۲۰۲۰ چگونه خواهد بود؟ پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه یک تاریخدان

سالگرد یک فرصت‌سوزی بزرگ

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

رسانه‌ها عاشق سالگردهای مختلف هستند و معمولا از هر فرصتی برای یادآوری آن‌ها استفاده می‌کنند. از الان می‌توان حدس زد که در تابستان آینده مقالات و حتی کتاب‌هایی در بیستمین سالگرد «نشست کمپ دیوید دوم» که آخرین تلاش قرن پیشین برای ایجاد صلح بین فلسطین و اسرائیل بود، نوشته شود. اما سالگردی مربوط به آن نشست که شاید کمتر به آن اشاره شود، همین دیروز بود: بیست و هفتم دسامبر.

نوزده سال پیش در چنین روزی، کابینه اسرائیل به نخست‌وزیری ایهود باراک از حزب کارگر، رای به پذیرش اصول پیشنهادی بیل کلینتون برای صلح بین اسرائیل و فلسطین داد. اصولی که در تاریخ خاورمیانه به «پارامترهای کلینتون» یا به ترتیب به عربی و عبری «معاییر کلینتون» یا «میتوه کلینتون» معروف شده‌اند. رئيس‌جمهوری آمریکا این پارامترها را درست چهار روز قبل – در روز ۲۳ دسامبر، ارائه کرده بود.

سالگرد یک فرصت‌سوزی بزرگ

نصرانی‌های ایران‌زمین؛ برگ‌‌هایی از داستان مسیحیان ایران

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

حدود دو هزار سال پیش، در اورشلیم، در هر معبر و کوچه این شهر مقدس ولایتِ «یهودیه» امپراتوری روم جشن و سرود برقرار است؛ موسمِ «عید هفته‌ها»ی یهودیان یا همان شاووعوت است. مثل بیشتر جشن‌های مذهبی، این عید هم دو مناسب دارد:‌ یکی به بار نشستن خرمن و دیگری سالگرد وقتی که حضرت موسی از طرف پرودرگار کتاب مقدس تورات را به قوم بنی اسرائیل که در کوه سینا گرد آمده بودند اعطا کرد. گروهی از مردم اما حال و روز دیگری دارند. آنان پیروان پیامبر نوینی هستند که دقیقا ۵۳ روز پیش به صلیب کشیده شده و دقیقا پنجاه روز قبل رستاخیزی معجزه‌وار از سر گذرانده.

حالا در این روز شاووعوت، پرودگار از طریق روح‌القدس بر گروهی از این حواریون – که در اورشلیم گرد آمده‌اند، نزول می‌کند تا تاریخ دیانتی جدید آغاز شود. زین پس این روز موسم عیدی جدید می‌شود: عید پنجاهه مسیحیت یا، به زبان یونانی، پنطیکاست.

نصرانی‌های ایران‌زمین؛ برگ‌‌هایی از داستان مسیحیان ایران

آیا بوریس جانسون ترامپ بریتانیا است؟

  • by

انتشار در ایندیپندنت فارسی

زمانه ما زمانه قطبی‌سازی در سیاست است. در چند دهه پیش (اواخر قرن قبلی و اوایل قرن حاضر)‌ عادت کرده بودیم بشنویم که عصر انقلاب و ایدئولوژی تمام شده و احزاب مختلف در بسیاری نقاط جهان تنها نسخه‌هایی کمی متفاوت از اجماعی عمومی را ارائه می‌کردند. حالا اما در حالی وارد دومین دهه قرن جدید می‌شویم که در کشوری پس از کشور دیگر شاهد ساختارشکنی از چپ و راست و قطبی‌سازی سیاست هستیم. مثلا انتخابات اخیر بریتانیا را با انتخابات سال ۲۰۱۵ مقایسه کنید: در سال ۲۰۱۵ فرق اد میلیبند و دیوید کامرون (رهبران دو حزب کارگر و محافظه‌کار) واقعا چقدر بود؟ تازه اد میلیبند از جناح چپ میانه حزب کارگر بود و در کمال تعجب بر برادر میانه‌گرایش، دیوید میلیبند، پیروز شده بود. اگر دو دیوید به مصاف هم رفته بودند، تفاوت‌ها حتی کم‌تر می‌بود. در انتخابات هفته گذشته اما تفاوت از زمین تا آسمان بود: جرمی کوربن از چپ‌گراترین جناح حزب کارگر، جناحی که ده‌ها سال بود هیچ نقش جدی در سیاست بریتانیا نداشت؛ و در مقابل بوریس جانسون طرفدار سر سخت خروج از اتحادیه اروپا (برگزیت) که تا همین چند وقت پیش موضعی حاشیه‌ای در حزب آبی‌رنگ جزیره بارانی تلقی می‌شد. در جدال دو سیاستمدار با این همه تفاوت، یکی با قطعیت بر دیگری پیروز شد.

کوربین برای همیشه از سیاست حذف شد و باید ببینیم حزب کارگر در پی او چه می‌کند. آیا به میانه‌گرایی تونی بلر باز می‌گردد؟ یا به نسخه‌ای کمی چپ‌گراتر از آن مثل گوردون براون؟ یا همچنان بر سوسیالیسم و چپ‌گرایی پافشاری می‌کند؟ و یا شاید به سنتزی جدید می‌رسد و فرمولی برای سوسیالیسم دموکراتیک یا سوسیال دموکراسی در قرن بیست و یکم کشف می‌کند؟ این یک شق مهم آینده سیاست در بریتانیا خواهد بود. سوال فوری‌تر اما به ساکن جدید خانه شماره ۱۰ خیابان داونینگ برمی‌گردد.

آیا بوریس جانسون ترامپ بریتانیا است؟