محمد رسولاف، فاتح خرس طلای جشنواره برلین
محمد رسولاف، کارگردانی که مجبور بود آخرین فیلمش را به صورت پنهانی و بیپروانه بسازد، با همان فیلم به یکی از بزرگترین افتخارات سینمای جهان رسید. رسولاف خود ممنوعالخروج است و نتوانست برای نمایش فیلمش به جشنواره برلین سفر کند، اما «شیطان وجود ندارد»، فیلم دو ساعت و نیمهی او که در شکل چهار اپیزود داستانی و با موضوع اعدام ساخته شده، شب گذشته فاتح خرس طلای جشنواره برلین شد.
طبیعی است که شرایط دشوار ساخت و زیست رسولاف بیش از هر موضوع دیگری مورد توجه رسانهها قرار بگیرند، اما برای این نگارنده بهترین نکته در مورد «شیطان وجود ندارد» دقیقا این است که میتوان به آن از زاویه سینمایی نگاه کرد، تمام مشکلات رسولاف را از خاطر برد و همچنان فیلم را دوست داشت. این کارگردان را باید مثل جعفر پناهی متعلق به آن چیزی دانست که بهترین اسم برای آن شاید «سینمای زیرزمینی» باشد، یعنی سینمایی که باید دور از چشم مقامات دولتی ساخته شود و فیلمش را مخفیانه به جشنوارههایی مثل برلین برساند. اما با دیدن «شیطان وجود ندارد» تصویر هر نوع فضایی به دست میدهد مگر فضای زیرزمینی پراختناق. در چهار اپیزود داستانی فیلم که در فضاهایی کاملا مختلف میگذرند رسولاف نشان داده که میتواند موقعیتهای کاملا متفاوتی را به تصویر بکشد: از زندگی طبقه متوسطی در تهران که با فیلمهای اصغر فرهادی دیگر برای جهانیان آشنا است؛ تا صحنههای تعقیب و گریز پلیسی؛ و صحنههای زیبای بصری در دل جنگلهای شمال ایران. رمانتیسیسم انقلابی هم یکی از تمهای این فیلم کارگردانی است که با این فیلم مثل همیشه شورشی است، اما نسبت به فیلم قبلیاش «لرد» هم طغیانگرتر است و هم پختهتر.