ماموریت آخر خامنهای برای دیپلمات خندان
محمدجواد ظریف در روز ۱۷ دی ۱۳۸۸ جشن تولد پنجاهسالگی خود را میگرفت. با اوج گرفتن جنبش سبز، جمهوری اسلامی در بزرگترین بحران خود به سر میبرد. درست یک هفته از راهپیمایی طرفداران حکومت و محمود احمدینژاد گذشته بود. ظریف هنگام جشن تولد پنجاهسالگی خود به چه فکر میکرد؟
او هنوز حتی در بین عامه مردم ایران نیز شهرت نداشت تا چه برسد در سطح جهان. اما آنها که دیپلماسی جمهوری اسلامی را دنبال میکردند، سفیر سابق ایران در سازمان ملل را خوب میشناختند؛ دیپلماتی که بیشتر عمر بزرگسالیاش را در آمریکا گذرانده بود و آنجا بهعنوان یکی از اعضای شاخص «باند نیویورکیها»ی وزارت خارجه نوپای جمهوری اسلامی معروف شده بود. او در زمان خاتمی از پیشبرندگان اصلی طرح «گفتگوی تمدنها» بود. اما شکست جنبش اصلاحات و برآمدن احمدینژاد باعث شده بود به حاشیه برود. حالا در دانشگاه وزارت خارجه درس میداد و به فکر بازنشستگی زودهنگام بود؛ بدش نمیآمد هزاران کیلومتر دورتر برود و در مالزی سفیر شود، جایی که سابقه دوستی دیرینه با ماهاتیر محمد، نخستوزیر آن کشور را داشت.
